فهرست مطالب
    برای شروع تولید فهرست مطالب ، یک هدر اضافه کنید
    عرضه و تقاضا (Supply & Demand)

    عرضه (Supply) و تقاضا (Demand) چیست؟ بررسی دو مفهوم مهم در اقتصاد

    یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که هر فرد در زندگی روزمره خود با آن سروکار دارد، عرضه و تقاضا است که نیروهای محرکه بازارهای مالی به شمار می‌روند. عرضه و تقاضا مفاهیم اساسی در علم اقتصاد هستند که رابطه بین در میزان دسترس بودن یک کالا یا خدمت و تمایل افراد به مصرف آن را توصیف می‌کنند.
    با ایجاد رابطه بین این دو مفهوم، تعادل در بازار شکل می‌گیرد. برای معامله‌گرانی که در بازارهای مالی فعالیت می‌کنند، این نکته مهم است که رابطه عرضه و تقاضا را به خوبی درک کنند.
    در این مقاله از بلاگ آی تی بی به بررسی مفاهیم عرضه، تقاضا و تعادل در اقتصاد می‌پردازیم. همچنین مروری بر نحوه بررسی تغییرات در تعادل بازار خواهیم داشت. با ما همراه باشید.

    بخش اول: تقاضا (Demand)

    در این بخش به بررسی منحنی و قانون تقاضا خواهیم پرداخت. همچنین، مروری بر مفاهیم تقاضای فردی و تقاضای بازار خواهیم داشت. در نهایت نیز به بررسی عوامل موثر بر تقاضا می‌پردازیم.

    - منحنی تقاضا (The Demand Curve)، رابطه‌ی بین قیمت و مقدار تقاضا شده

    تقاضا برای هر کالا یا خدمت برابر است با مقداری از آن کالا یا خدمت که خریداران مایل و قادر به خرید آن هستند. همانطور که در ادامه خواهیم دید، مسائل بسیاری بر میزان تقاضای یک کالا تاثیر دارند. با این حال، یکی از مهم‌ترین فاکتورهای تعیین کننده این کمیت، قیمت کالا است.
    برای مثال، در حوزه کشاورزی اگر قیمت یک انبار گندم از ۱۵ دلار به ۲۰ دلار افزایش یابد، خریداران گندم کمتری خریداری می‌کنند یا حتی به سراغ جانشین آن، ذرت می‌روند. با این حال، اگر قیمت یک انبار گندم به ۱۲ دلار کاهش یابد، خریداران گندم بیشتری خریداری خواهند کرد. این رابطه بین قیمت و مقدار تقاضا شده درباره بیشتر کالاهای اقتصادی صدق می‌کند و در واقع، آنقدر فراگیر است که اقتصاددانان به آن قانون تقاضا می‌گویند.

    قانون تقاضا (Law of Demand) چیست؟

    رابطه بین قیمت کالا و مقدار تقاضا شده از آن، در بیشتر مواقع مسیر مشخصی را طی می‌کند. این موضوع باعث به وجود آمدن قانون تقاضا (Law of Demand) شده است که بیان می‌کند که با ثابت در نظر گرفتن سایر موارد، هنگامی که قیمت یک کالا افزایش یابد، مقدار تقاضا شده از آن کالا کاهش می‌یابد و همچنین، زمانی که قیمت آن کم شود، تقاضا برای آن زیاد می‌شود.
    جدول زیر نشان می‌دهد که «سپهر» به ازای قیمت‌های مختلف گندم، چند گندم در ماه می‌خرد. اگر گندم مجانی شود، این شخص ۱۲ عدد در هر ماه خریداری می‌کند. در نرخ ۵۰ سنت، او هر ماه ۱۰ گندم می‌خرد. با افزایش قیمت، او گندم کمتری نسبت به قیمت‌های پیشین می‌خرد. در نهایت، زمانی که قیمت به ۳ دلار می‌رسد، این شخص هیچ گندمی خریداری نمی‌کند.
    اگر این اطلاعات را درون جدولی بگذاریم، می‌توانیم آن را جدول تقاضا (Demand Schedule) بخوانیم. جدول تقاضا رابطه بین قیمت یک کالا و تقاضای آن را با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل موثر بر تقاضا بررسی می‌کند.

    جدول و منحنی تقاضا (Demand Curve)
    جدول و منحنی تقاضا (Demand Curve)

    حال، اگر اطلاعات این جدول را درون نموداری قرار دهیم تا قانون تقاضا را نشان دهد، به منحنی تقاضا (Demand Curve) خواهیم رسید. منحنی تقاضا نموداری از رابطه‌ی بین قیمت یک کالا و مقدار تقاضا شده از آن است که شیب نزولی دارد.
    شیب منفی منحنی تقاضا نشان می‌دهد که هر چه قیمت یک کالا افزایش یابد، با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل، تقاضا برای آن کاهش خواهد یافت. در منحنی تقاضا، مقدار کالا یا خدمت روی محور افقی و قیمت آن روی محور عمودی خواهد بود.

    تقاضای فردی (Individual Demand) و تقاضای کل بازار (Market Demand)

    منحنی تقاضایی که قبل‌تر بررسی کردیم، نشان دهنده تقاضای فردی (Individual Demand) برای یک کالا است. برای بررسی بازار کل، باید تقاضای بازار (Market Demand) را به دست آوریم. این تقاضا برابر با جمع جبری تک تک مقادیر تقاضای فردی است که برای یک کالا یا خدمت وجود دارد.
    مثال قبل را در نظر بگیرید. می‌خواهیم علاوه بر رفتارهای مصرفی «سپهر»، رفتارهای مصرفی شخص «کوروش» را نیز بررسی کنیم. این شخص در هنگامی که گندم رایگان است ۷ عدد و هنگامی که قیمت آن به ۵۰ سنت می‌رسد ۶ عدد خریداری می‌کند. همچنین، زمانی که قیمت گندم به ۳ دلار می‌رسد، «کوروش» یک گندم در ماه خواهد خرید.


    به همین صورت، اگر اطلاعات مربوط به رفتارهای مصرفی این دو شخص را در دو جدول تقاضا قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که جدول تقاضای «سپهر» به ما نشان می‌دهد که در هر قیمت داده شده، او چقدر دارایی خواهد خرید. علاوه‌بر این، جدول تقاضای «سپهر» بیانگر این است که این شخص در هر قیمت داده شده، چقدر گندم می‌خرد. اگر میزان تقاضای این دو فرد را به صورت جبری با یکدیگر جمع کنیم، مقدار به دست آمده برابر با مجموع تقاضای این دو نفر خواهد بود که نشان دهنده تقاضای بازار است.
    این نکته حائز اهمیت است که تقاضای بازار در دنیای واقعی، شامل تقاضا کنندگان بسیاری می‌شود و ما برای درک راحت‌تر این مفهوم، از دو فرد استفاده می‌کنیم.

    محنی تقاضای فردی و تقاضای کل بازار
    محنی تقاضای فردی و تقاضای کل بازار

    در شکل بالا، منحنی‌های تقاضای مربوط به هر جدول تقاضا را مشاهده می‌کنیم. با فرض اینکه بازار تنها از دو شخص کاترین و نیکولاس تشکیل شده باشد، می‌توانیم نتیجه بگیریم که جمع جبری تقاضای فردی هر یک از این دو نفر برابر با تقاضای بازار خواهد بود.
    در واقع، می‌توان گفت که برای پیدا کردن جمع تقاضای بازار در هر سطح قیمتی، مقدارهای تقاضایی که بر روی محور افقی منحنی‌های تقاضای فردی قرار دارند را با هم جمع می‌کنیم.
    با توجه به اینکه برای تحلیل بازارهای مالی و پدیده‌های اقتصادی نیاز به دانستن نحوه عملکرد بازار داریم، اغلب نیز با منحنی تقاضای بازار سر و کار خواهیم داشت. منحنی تقاضای بازار مقدار تقاضای کل برای یک کالا یا خدمت را با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل موثر بر تقاضا و در سطوح قیمتی متفاوت نشان می‌دهد.

     

    عوامل موثر بر تقاضا

    همانطور که بیان شد، منحنی تقاضای بازار رابطه‌ی بین قیمت یک کالا و تقاضای آن را با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل نشان می‌دهد. در نتیجه، در هر قیمت داده شده، اگر تغییری در سایر عوامل موثر در مقدار تقاضا رخ دهد، منحنی تقاضا به بالا یا پایین منتقل می‌شود.
    برای مثال، فرض کنید که طی اکتشافات پزشکی جدید مشخص می‌شود که افرادی که معمولاً سبزیجات می‌خورند، زندگی‌های سالم‌تر و طولانی‌تری خواهند داشت. این کشف تقاضا برای سبزیجات را افزایش می‌دهد. به عبارت دیگر، در هر سطح قیمتی، خریداران مایل به خرید مقدار سبزیجات بیشتری هستند که باعث انتقال منحنی تقاضای سبزیجات به سمت بالا و راست می‌شود.


    می‌توان گفت که هرگونه تغییر که باعث افزایش تقاضا برای یک کالا در هر سطح قیمتی می‌شود، مانند اکتشاف پزشکی مثال قبل، باعث انتقال منحنی تقاضا به سمت بالا و راست می‌شود که به این پدیده افزایش تقاضا گفته می‌شود. همچنین، عواملی که باعث کاهش تقاضای کالا یا خدمتی شوند، منحنی تقاضای آن به سمت چپ و پایین انتقال پیدا می‌کند. حرکت منحنی تقاضا در نمودار زیر نشان داده شده است.

    انتقال منحنی تقاضا (Shifting Demand Curve)
    انتقال منحنی تقاضا (Shifting Demand Curve)

    عوامل زیادی می‌توانند بر منحنی تقاضا تاثیر داشته باشند که مهم‌ترین آن‌ها به شرح زیر است:

    - درآمد افراد

    فرض کنید که یک نفر به هر علتی شغل خود را از دست دهد. در این صورت، چه اتفاقی برای تقاضای او برای دارایی می‌افتد؟ همانطور که حدس زدید، به احتمال زیاد تقاضای او برای اکثر کالاها کم می‌شود. در واقع، یک درآمد پایین‌تر به این معنی است که شخص توانایی خرج کردن پول کمتری را دارد و در نتیجه، می‌تواند هزینه کمتری برای بیشتر کالاهای مورد نیاز خود صرف کند.
    موضوعی که باید اینجا به آن توجه کنید، نوع کالای مورد بررسی است. اگر تقاضا برای کالایی با افزایش درآمد اشخاص زیاد شود، به آن کالای نرمال یا عادی (Normal Good) گفته می‌شود. همچنین، اگر افزایش درآمد شخصی منجر به کاهش تقاضای او برای کالا شود، آن کالا، کالای پست (Inferior Good) نامیده می‌شود.
    در مثال بالا، سبزیجات یک کالای نرمال است. با این حال، می‌توان استفاده از اتوبوس را نوعی کالای پست خواند. با افزایش درآمد افراد، احتمال می‌رود که آن‌ها کمتر از خدمات اتوبوس استفاده کرده و به جای آن تاکسی و ماشین شخصی استفاده کنند.

    - قیمت کالاهای مرتبط

    فرض کنید در بازاری، مصرف‌کنندگان فقط از دو کالای چای و قهوه استفاده می‌کنند و با تغییر عوامل متعددی، قیمت قهوه در این بازار کم می‌شود. در این صورت، قانون تقاضا بیان می‌کند که به دلیل کم شدن قیمت قهوه، شما قهوه بیشتری خریداری می‌کنید.
    در این شرایط احتمال می‌رود که شما به دلیل کم شدن و خرید بیشتر قهوه، چای کمتری نیز خریداری کنید. علت این موضوع هم این است که هم چای و هم قهوه، نوشیدنی‌های گرمی هستند که به نیازهای یکسانی پاسخ می‌دهند. در واقع، می‌توان گفت که زمانی که کاهش قیمت یک کالا منجر به کاهش تقاضای کالای دیگری می‌شود، این دو کالا جانشین (Substitute Goods) یکدیگر می‌شوند. کالاهای جانشین، کالاهایی هستند که معمولاً به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.
    از سوی دیگر، اگر کاهش قیمت یک کالا باعث افزایش تقاضای کالای دیگری شود، به این دو کالا، مکمل (Complementary Goods) می‌گویند. کالاهای مکمل کالاهایی هستند که معمولاً همراه با یکدیگر استفاده می‌شوند، مانند بنزین و خودرو یا چای و قند.

    - سلایق شخصی افراد

    واضح‌ترین عامل تعیین کننده در تقاضا، سلایق شخصی افراد محسوب می‌شود. اگر شما کالایی مانند قهوه را دوست داشته باشید، مقدار بیشتری از آن خریداری خواهید کرد. اقتصاددانان معمولا نمی‌توانند سلایق افراد را توجیه کنند، زیرا علایق فردی بر اساس عوامل تاریخی و روانی‌ به خصوصی تعیین می‌شوند که فرای دانش اقتصاددانان است.

    - انتظارات افراد

    انتظاراتی که شما راجع به آینده دارید، ممکن است تقاضای کنونی شما برای یک کالا یا خدمت را تغییر دهد. برای مثال، اگر شما انتظار داشته باشید که درآمدتان افزایش پیدا کند، ممکن است انتخاب کنید که در حال حاضر پول کمتری ذخیره کنید و حجم بیشتری از درآمد کنونی خود را صرف خرید کالاهایی که دوست دارید، کنید. در عین حال، اگر شما انتظار داشته باشید که قیمت کالاهای محبوبتان در طی هفته آینده کم شود، میل کمتری برای خرید آن کالاها در این هفته خواهید داشت.

    - تعداد خریداران

    علاوه بر عوامل بالا که بر رفتار هر یک از خریداران تاثیر می‌گذارند، تقاضای بازار همچنان به تعداد خریداران نیز وابسته است. اگر در مثال بالا شخصی به نام «فرزاد» نیز به افراد متقاضی گندم اضافه می‌شد، مقدار تقاضای بازار در هر قیمت داده شده برای گندم زیاد می‌شود.

    بخش دوم: عرضه (Supply)

    مانند بخش قبل، در این بخش به مرور و بررسی قانون عرضه، منحنی آن و همچنین مفاهیم عرضه فردی و عرضه کل بازار خواهیم پرداخت و عوامل موثر بر آن‌ها را معرفی می‌کنیم.

    منحنی عرضه (The Supply Curve)، رابطه بین قیمت و مقدار عرضه شده

    عرضه‌ی هر کالا یا خدمت برابر است با مقداری که فروشندگان مایل و قادر به فروش آن هستند. مانند تقاضا، عوامل زیادی بر عرضه‌ی یک کالا یا خدمت تاثیر دارند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به قیمت اشاره کرد.
    برای مثال، زمانی که قیمت گندم زیاد است، فروختن آن به فعالیتی سودآور تبدیل می‌شود و در نتیجه، عرضه آن نیز افزایش می‌یابد. در همین راستا، گندم فروشان مدت زمان بیشتری کار می‌کنند، بذرهای گندم بیشتری می‌خرند و کارگران بیشتری نیز استخدام می‌کنند. از سوی دیگر، هنگامی که قیمت گندم کم است، سود فروشندگان نیز کمتر بوده و در نتیجه گندم کمتری می‌فروشند.

     

    قانون عرضه (Law of Supply) به ما چه می‌گوید؟

    رابطه‌ی بین قیمت یک کالا و عرضه آن، قانون عرضه (Law Of Supply) نام دارد. قانون عرضه بیان می‌کند که با ثابت در نظر گرفتن بقیه موارد تاثیرگذار بر عرضه، هنگامی که قیمت یک کالا افزایش می‌یابد، عرضه آن نیز زیاد می‌شود و هنگامی که قیمت کم می‌شود، عرضه پایین می‌آید.
    جدول پایین نشان دهنده‌ی تعداد انبارهای گندمی است که «سپهر» در هر ماه در سطوح قیمتی متفاوت عرضه می‌کند. اگر قیمت گندم از یک دلار کمتر شود، این فروشنده به دلیل بالا بودن هزینه و پایین بودن صرفه اقتصادی هیچ گندمی نخواهد فروخت، اما قطعا با افزایش قیمت، سپهر گندم‌های بیشتری عرضه می‌کند.
    این اطلاعات می‌توانند به ما در ایجاد جدول عرضه (Supply Schedule) کمک کنند. جدول عرضه رابطه بین قیمت یک کالا و مقدار عرضه شده از آن را با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل موثر بر عرضه نشان می‌دهد.
    با قرار دادن اطلاعات موجود در جدول عرضه زیر در یک نمودار، می‌توانیم به یک نمای بصری از قانون عرضه برسیم که به آن منحنی عرضه (Supply Curve) گفته می‌شود. منحنی عرضه شیب مثبتی دارد، زیرا با ثابت در نظر گرفتن سایر عوامل، قیمت هر چقدر افزایش یابد، عرضه نیز همگام با آن افزایش پیدا می‌کند.

    جدول و منحنی عرضه (Supply Curve)
    جدول و منحنی عرضه (Supply Curve)

    عرضه فردی (Individual Supply) و عرضه کل بازار (Market Supply)

    همانطور که تقاضای بازار برابر با جمع جبری تقاضای تمامی خریداران بوده، عرضه کل بازار (Market Supply) نیز برابر با جمع جبری عرضه تمام فروشندگان (Individual Supply) است. در تصویر زیر، جدول عرضه دو فروشنده «بن» و «جری» را مشاهده می‌کنیم. در هر قیمت داده شده، جدول عرضه «بن» و «جری» بیان می‌کند که آن‌ها، چه مقدار گندم عرضه می‌کنند. عرضه کل بازار، از جمع جبری تابع عرضه فردی هر یک از این فروشندگان به دست می‌آید.

    محنی عرضه‌ی فردی و عرضه‌ی کل بازار

    نمودار بالا، منحنی‌های عرضه‌ی هر فرد را نشان می‌دهد. این محنی‌ها در فضای به نام جدول عرضه نشان داده می‌شود. درست مثل تقاضای کل، برای به دست آوردن عرضه کل بازار، مقدار عرضه‌ی هر شخص را باید با یکدیگر جمع کنیم.
    با انجام این کار، عرضه کل بازار به ازای هر قیمت داده شده را به دست می‌آوریم. در منحنی عرضه، محور افقی مربوط به مقدار عرضه شده و محور عمودی مربوط به قیمت کالا است.

    عوامل موثر بر عرضه

    مانند منحنی تقاضا، منحنی عرضه تنها ارتباط بین قیمت و عرضه یک کالا را نشان می‌دهد و سایر عوامل موثر بر عرضه را در نظر نمی‌گیرد. در نتیجه، زمانی که یکی از این عوامل تغییر می‌کنند‌، باعث انتقال منحنی عرضه به بالا سمت چپ یا پایین سمت راست می‌شود.
    برای مثال، فرض کنید که قیمت آب کم شود. می‌دانیم که آب یک نهاده مهم در تولید گندم به شمار می‌آید. کاهش قیمت آب باعث می‌شود که هزینه‌ی تولید گندم کم شده و فروش آن، سود بیشتری نسبت به قبل ایجاد کند که این موضوع باعث افزایش عرضه‌ی گندم می‌شود.
    در نتیجه، در هر قیمتی، فروشندگان مایل به فروش بیشتری از گندم هستند و منحنی عرضه گندم به پایین و سمت راست منتقل می‌شود.

    انتقال منحنی عرضه (Shifting Supply Curve)

    نمودار بالا، تغییر در عرضه را نشان می‌دهد. تغییر هر عاملی که باعث افزایش عرضه در هر قیمت داده شده شود، باعث انتقال منحنی عرضه به سمت پایین و راست می‌شود. همچنین، کاهش هر عاملی که منجر به کم شدن عرضه در هر قیمتی شود، باعث انتقال منحنی عرضه به سمت چپ و بالا می‌شود.
    عوامل زیادی می‌توانند باعث انتقال منحنی عرضه شوند. از جمله این عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

    - قیمت نهاده‌ها

    فروشندگان گندم برای تولید محصول خود از نهاده‌های گوناگونی مانند بذر، کود، آب، و نیروی کار و زمینی که گندم در آن تولید و برداشت می‌شود، استفاده می‌کنند. هنگامی که قیمت یک یا چند تا از این نهاده‌ها افزایش پیدا می‌کند، فروش گندم سود کمتری برای فروشندگان دارد و در نتیجه عرضه‌ی آن‌ها کم می‌شود.
    اگر قیمت نهاده‌ها باز هم افزایش پیدا کند، یک فروشنده ممکن است کشت گندم خود را متوقف کرده و اصلا گندمی نفروشد. در نتیجه، عرضه‌ی یک کالا ارتباط معکوسی با قیمت نهاده‌های استفاده شده برای تولید آن دارد.

    - پیشرفت‌های تکنولوژیک

    تکنولوژی استفاده شده برای تبدیل نهاده‌های تولید به گندم یک عامل مهم و تاثیرگذار دیگر در عرضه به شمار می‌رود. برای مثال، اختراع ماشین برداشت خودکار گندم، نیروی کار مورد نیاز برای تولید را کاهش می‌دهد. پیشرفت‌های تکنولوژی همراه با کاهش هزینه‌ی بنگاه‌ها، منجر به افزایش عرضه کالا می‌شود.

    - انتظارات افراد

    مقدار کالایی که بنگاه‌ها در حال حاضر عرضه می‌کنند، بستگی به انتظارات آن‌ها از آینده دارد. برای مثال، اگر یک بنگاه انتظار داشته باشد که قیمت گندم در آینده افزایش پیدا کند، مقداری از تولید خود را در انبار نگهداری کرده و عرضه خود را کاهش می‌دهد.‌

    - تعداد فروشندگان

    در کنار موارد یاد شده که بر رفتار هر یک از فروشندگان بازار تاثیر می‌گذارند، عرضه کل بازار به تعداد فروشندگان نیز بستگی دارد. در مثال قبل، اگر قرار بود یکی از فروشندگان «بن» و «جری» بازنشست شود، عرضه کل بازار نیز کاهش پیدا می‌کرد.

    بخش سوم: تعادل (Equilibrium)

    حال که عرضه و تقاضا را به طور جداگانه بررسی و تحلیل کرده‌ایم، می‌خواهیم آن‌ها را با یکدیگر ترکیب کنیم تا ببینیم چگونه منجر به تعیین قیمت و مقدار کالاهای مختلف فروخته شده در بازار و ایجاد تعادل می‌شوند.

    منظور از نقطه تعادل (Equilibrium) چیست؟

    نمودار زیر به نمایش همزمان منحنی عرضه کل بازار و تقاضای کل بازار می‌پردازد. همانطور که مشاهده می‌کنید، در این نمودار یک نقطه وجود دارد که در آن منحنی عرضه و تقاضا با یکدیگر برخورد می‌کنند. این نقطه به تعادل بازار مشهور است. به قیمت موجود در این نقطه برخورد، قیمت تعادلی (Equilibrium Price) و به مقدار کالای آن را مقدار تعادلی (Equilibrium Quantity) می‌گویند. در اینجا قیمت تعادلی برابر با ۲ دلار و مقدار تعادلی معادل ۷ انبار گندم است.

    نمودار تعادل عرضه و تقاضا

    می‌توان گفت که تعادل بازار به شرایطی اشاره دارد که در آن قیمت بازار باعث برابری مقدار عرضه و تقاضا می‌شود. در قیمت تعادلی، مقدار کالایی ک که خریداران مایل و قادر به خرید هستند، دقیقاً برابر با مقدار کالایی است که فروشندگان مایل و قادر به فروش هستند.
    اعمال مختلف فروشندگان و خریداران، عرضه و تقاضای بازار را به طور خودکار به سمت تعادل سوق می‌دهد. اما چگونه این اتفاق می‌افتد؟ برای پاسخ به این سوال باید شرایطی را در نظر بگیریم که در آن قیمت بازار با قیمت تعادلی برابر نیست. در این شرایط چه اتفاقی می‌افتد؟


    فرض کنید که قیمت موجود در بازار بیشتر از قیمت تعادلی است. برای ساده‌‌سازی این موضوع می‌توانیم از مثال قبل که مربوط به گندم بود، استفاده کنیم. اگر قیمت یک انبار از گندم برابر با ۲.۵ دلار باشد، مقدار انبار گندم عرضه شده ۴ واحد بیشتر از مقدار انبار گندم تقاضا شده است. در این شرایط، متوجه می‌شویم که یک مازاد عرضه یا کمبود تقاضا (Surplus) در بازار داریم. این حالت زمانی اتفاق می‌افتد که عرضه اضافی وجود داشته باشد؛ یعنی مقدار عرضه شده بیشتر از مقدار تقاضا باشد و فروشندگان در قیمت کنونی قادر به فروش تمام محصولی که دارند، نباشند.

    در این شرایط، عرضه‌کنندگان با کاهش قیمت‌های خود به مازاد گندم واکنش نشان می‌دهند. روند کاهشی قیمت‌ها نیز باعث افزایش تقاضا و کاهش عرضه گندم می‌شود. همانطور که مشاهده می‌کنید، این تغییرات نشان دهنده حرکت بازار بر روی منحنی عرضه و تقاضا هستند و نه انتقال آن‌ها. در این شرایط، قیمت‌ها تا زمان به تعادل رسیدن بازار، به کاهش خود ادامه می‌دهند.
    حال فرض کنید که قیمت بازار کمتر از قیمت تعادلی باشد. در این شرایط، اگر قیمت یک انبار از گندم ۱.۵ دلار باشد، مقدار گندم تقاضا شده از مقدار گندم عرضه شده، بیشتر خواهد شد. در اینجاست که کمبود عرضه رخ می‌دهد و متقاضیان نمی‌توانند تمام گندمی که می‌خواهند را در قیمت فعلی خریداری کنند.
    کمبود عرضه یا مازاد تقاضا (Shortage) زمانی رخ می دهد که تقاضا برای یک محصول از عرضه‌ی آن بیشتر شود. زمانی که بازار با کمبود عرضه مواجه می‌شود، خریداران باید برای خرید کالای مورد نظر خود در صف‌های طولانی منتظر بمانند. همچنین، فروشندگان می‌توانند با افزایش قیمت‌های خود به این کمبود پاسخ دهند.

    نمودار کمبود عرضه یا مازاد تقاضا
    نمودار کمبود عرضه یا مازاد تقاضا

    قانون عرضه و تقاضا (Law of Supply and Demand) چه می‌گوید؟

    با در نظر گرفتن مثال‌های قبل، می‌توان به این نتیجه رسید که مهم نیست قیمت‌ها از قیمت تعادلی بیشتر یا کمتر باشند، فعالیت‌های خریداران و فروشندگان بازار، می‌تواند آن‌ها را به صورت خودکار به سمت قیمت تعادلی سوق دهد. وقتی که بازار به تعادل می‌رسد، تمامی خریداران و فروشندگان راضی هستند و فشاری روی قیمت، برای افزایش یا کاهش آن، وجود ندارد.
    اینکه بازار با چه سرعتی به تعادل می‌رسد، بستگی به بازاری که در آن فعالیت می‌کنیم و سرعت تنظیم قیمت‌ها دارد. در بیشتر بازارهای آزاد، مازاد و کمبود‌های عرضه و تقاضا پدیده‌هایی موقتی هستند، زیرا قیمت‌ها در نهایت به سمت قیمت تعادلی حرکت خواهند کرد.
    این پدیده که به شدت در اقتصاد فراگیر است و به قانون عرضه و تقاضا (Law of Supply and Demand) شهرت دارد. قانون عرضه و تقاضا بیان می‌کند که قیمت هر کالا برای به تعادل رساندن عرضه و تقاضای آن، تغییر می‌کند.

    سه گام ساده برای تحلیل تغییر در تعادل

    تاکنون دریافتیم که چگونه عرضه و تقاضا، تعادل بازار را با کمک یکدیگر، تعیین می‌کنند.‌ این موضوع قیمت و مقدار کالایی که خریداران تقاضا کرده و فروشندگان عرضه می‌کنند، را تعیین می‌کند. قیمت و مقدار تعادلی به منحنی‌های عرضه و تقاضا و جایگاه آن‌ها بستگی دارد. هنگامی که عاملی باعث انتقال منحنی عرضه یا تقاضا شود، تعادل بازار نیز تغییر می‌کند و قیمت و مقدار جدیدی بین خریداران و فروشندگان تعیین می‌شود.


    هنگامی که به بررسی چگونگی تاثیر این عوامل بر تعادل بازار می‌پردازیم، سه گام اساسی را باید در آن رعایت کنیم؛
    پیش از هر چیز باید بررسی کنیم که رخداد پیش آمده، بر کدام منحنی عرضه یا منحنی تقاضا و یا در برخی از شرایط، بر هر دوی آن‌ها تاثیر می‌گذارد.
    در گام دوم باید بفهمیم که منحنی مد نظر ما به سمت راست یا چپ منتقل می‌شود.
    در نهایت، باید از نمودار عرضه و تقاضا استفاده کنیم تا بتوانیم تعادل اولیه و تعادل جدید را با یکدیگر مقایسه کنیم. این کار به ما اجازه می‌دهد تا بفهمیم چگونه انتقال منحنی‌های عرضه و تقاضا باعث تغییر در قیمت و مقدار تعادلی می‌شود.

     

    جمع‌بندی

    تقاضای هر فرد نشان دهنده مقدار کالایی است که آن فرد مایل و قادر به خرید آن است. عوامل متعددی بر تقاضا تاثیر دارند که از مهمترین آن‌ها می‌توان به «قیمت کالا» اشاره کرد. در همین راستا، رابطه‌ی بین قیمت کالا و مقدار تقاضا شده از آن، منجر به تشکیل قانون تقاضا (Law of Demand) می‌شود. قانون تقاضا بیان می‌کند که با افزایش قیمت یک کالا تقاضای آن کم می‌شود و بالعکس.
    همچنین، از جمع جبری تقاضای افراد تقاضای کل بازار به دست می‌آید که تحت تاثیر عواملی مانند درآمد افراد، قیمت کالاهای مرتبط، سلایق شخصی و انتظارات و تعداد خریداران است.
    همچنین مقدار عرضه‌ی تعیین شده توسط هر فرد نشان دهنده مقدار کالایی است که او مایل و قادر به فروش است. درست مثل تقاضا، مهمترین عامل موثر بر عرضه نیز قیمت کالا محسوب می‌شود؛ به این صورت که هرچه قیمت کالایی افزایش یابد، تمایل برای عرضه‌ب آن نیز بیشتر می‌شود که این موضوع به قانون عرضه (Law of Supply) شهرت دارد.
    به دست آوردن درک کاملی از عرضه، تقاضا و تعادل بازار می‌تواند به افراد کمک کند تا تصمیمات بهتری در بازارهای مالی اتخاذ کند. در همین راستا، اگر شما نیز سوالی درباره این موارد دارید، پیشنهاد می‌کنیم تا سوال خود را در قسمت دیدگاه‌ها بیان کرده تا متخصصین ما در گروه آی تی بی در سریع‌ترین زمان ممکن به آن پاسخ دهند.

    قانون تقاضا بیان می‌کند که با افزایش قیمت یک کالا، تقاضا برای آن کاهش یافته و با کاهش قیمت آن، تقاضایش افزایش پیدا می‌کند. برای مثال، با افزایش قیمت یک سهام (Stock)، تقاضا برای خرید آن کم شده و حتی ممکن است به صفر برسد.‌

    مهم‌ترین عامل موثر بر عرضه کل را می‌توان به قیمت محصول، قیمت نهاده‌های تولید هر محصول، پیشرفت‌های تکنولوژیک، انتظارات افراد و تعداد فروشندگان اشاره کرد.

    نقطه برخورد منحنی عرضه و تقاضا، نقطه تعادل بازار را شکل می‌دهد و در قیمت تعادلی مقدار کالای عرضه شده و تقاضا شده با هم برابر هستند.

    امتیاز شما به این مقاله: